|
|
|
|
|
گرسنگي به تقويت حافظه كمك ميكند پژوهشهاي جديد حاكي است كه گرسنگي ميتواند به تقويت حافظه و يادآوردن محفوظات كمك كند. به گزارش روز دوشنبه منابع خبري اينترنتي، دانشمندان آمريكايي دريافتند كه "گرلين" يا هورمون گرسنگي ميتواند شمار ارتباط عصبها با بخشي از مغز را كه محفوظات جديد در آنجا حفظ ميشود افزايش دهد. اين يافتهها موجب شد كه اميدواري به اينكه در بيماريهايي مانند آلزايمر كه نيروي حافظه و يادگيري شخص لطمه ميبيند، داروها بتوانند موثر واقع شوند افزايش يابد. خالي بودن شكم هورمون گرلين را وارد جريان خون ميكند و موجب فعال شدن عصبهاي گيرنده مغز ميشود. تيم تحقيقاتي دانشگاه "يل" آمريكا با انجام چندين آزمايش يادگيري و حافظه بر روي موشها، كشف كردهاند كه تزريق گرلين اضافي به موشها سبب ميشود عملكرد مغز آنها در ارتباط با حافظه و يادگيري بهتر ميشود. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 18:59 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
||||
دانشمندان در بریتانیا موفق شده اند برای اولین بار در این کشور جنین های آزمایشگاهی خلق کنند که از انسان و حیوان ترکیب شده اند.
این جنین های آزمایشگاهی، که با انگیزه کمک به مطالعات پزشکی خلق شده بوده اند، سه روز زنده ماندند. این موفقیت در حالی رخ داده که قرار است یک ماه دیگر نمایندگان پارلمان بریتانیا درباره آینده این گونه آزمایش ها و تحقیقات تصمیم گیری کنند. کلیسای کاتولیک تحقیق و خلق جنین های ترکیب شده از دی ان ای انسان و تخمک حیوانات را عملی "نفرت انگیز" توصیف کرده است اما سازمان های بهداشت و درمانی و گروه های مدافع حقوق بیماران معتقدند که این تحقیقات برای درک و درمان امراض حیاتی است. آنها استدلال می کنند که به ثمر رسیدن تحقیق در مورد جنینهای پیوند شده از انسان و حیوان ممکن است راه را برای رسیدن به درمان های پزشکی جدید، از جمله بیماری پارکینسون و آلزایمر هموار کند. کمبود تخمک اگر با میکروسکوپ به این جنین ها نگاه کنیم تفاوتی با یک جنین عادی سه روزه ندارند. اما در واقع آنها بخشی انسان و بخشی حیوان هستند. برای خلق جنین های پیوندی دانشمندان دانشگاه نیوکاسل انگلستان، دی ان ای به دست آمده از سلول های پوست انسان را به تخمک های گرفته شده از تخمدان گاو تزریق می کنند. پیش از تزریق دی ان ای، دانشمندان تقریبا تمام ژن های موجود در تخمک های گاو را از آنها خارج کرده اند. آنچه از ترکیب دی ان ای سلول های پوست انسان و تخمک های گاو حاصل می شود جنینی است که برای همه منظورهای پزشکی و تحقیقاتی حکم جنین انسان را دارد؛ محققان می توانند از این جنین ها سلول پایه استخراج کنند؛ سلول های پایه ممکن است امکان درمان بسیاری از بیماری ها را که انسان با آن دست به گریبان است، فراهم کند. سلول های پایه که از جنین استخراج می شود توان بالقوه برای بدل شدن به انواع بافت های بدن را دارند که به آنها اهمیت تحقیقاتی بسیار بالایی می بخشد. در حال حاضر، دانشمندان مجبورند برای کسب این سلول ها به تخمک انسانی که از معالجات باروری به جا مانده تکیه کنند، اما در این زمینه کمبودهایی وجود دارد و به علاوه کیفیت آنها همیشه خوب نیست. نیل بودلر، گزارشگر بی بی سی، می گوید مخلوط کردن انسان و گاو شاید خیلی عجیب به نظر برسد اما محققان دانشگاه نیوکاسل می گویند که دسترسی به تخمک های گاو در مقایسه با تخمک های انسان راحت تر است. آنها همچنین تاکید دارند که هدف از خلق این جنین ها صرفا تحقیقات پزشکی است و این جنین ها همواره در حد توده ای از سلول باقی می مانند و به چیز دیگری تبدیل نخواهند شد. پرفسور جان بورن، که یکی از اعضای تیم تحقیقی دانشگاه نیوکاسل است، می گوید آنها با اجازه و تائید مسئولان این جنین های آزمایشگاهی را خلق کرده اند اما آینده این تحقیقات به تصویب لایحه ای بستگی دارد که پارلمان بریتانیا سرگرم بررسی آن بوده است. سازمان ناظر بر مقررات "باروری انسانی و جنین شناسی" (اچ اف ایی ای) سال گذشته میلادی گفت دانشمندانی که خواستار استفاده از جنین ترکیبی هستند باید به طور منفرد برای این کار تقاضانامه پر کنند. در حال حاضر در بریتانیا دو دانشگاه، یکی نیوکاسل و دیگری دانشگاه گینگز از این سازمان مجوز دریافت کرده اند. قوانین حاکم بر تحقیقات جنین در بریتانیا قدیمی است ژل به جای دارو
دانشمندان اعلام کردند که ژل مقاوم به اسیدی, را پیدا کرده اند که می تواند جایگزین دارو های تزریقی شود. این ژل می تواند برای رساندن دارو به کولون جهت درمان سرطان و یا درمان بیماری های گوارشی مانند بیماری کراون استفاده کرد . همچنین از ان برای رساندن انسولین به بیماران دیابتی به صورت قرص ,می توان استفاده کرد. مشکل اساسی دارو ها این است که در محیط اسیدی معده تخریب می شوند و در نتیجه داروی کافی به بافت هدف نمی رسد. برای حل این مشکل دانشمندان هیدروژلی را طراحی کرده اند که محیط اسیدی معده را به خوبی تحمل می کند ولی در محیط قلیایی روده ,دارو را ازاد می کند. در ازمایش هایی که صورت گرفت هیدروژل حاوی ویتامین موجود به محیط اسیدی, مقاوم بوده ولی با کاهش اسیدیته و در مشابه کولون مقدار زیادی ویتامین ازاد شد. یکی از اجزای این هیدروژل اکریلامید می باشد که در حیوانات ازمایشگاهی تولید سرطان می کندولی دانشمندان معتقدند که هنگامی که اکریلامید به صورت پلی اکریلامید در سیستم دارو رسانی قرار گیرد اثرات سمی نخواهد داشت و از انجا که به اسانی در بدن تجزیه نمی شود بدون اثار سویی از بدن دفع می شود. پس طی این تحقیقات دانشمندان دریافتند که به کار گیری ژل به جای دارو بسیار مفید خواهد بود. معمای مغز انیشتن
در زمینه اسرار نبوغ انیشتن تا کنون کار های جالب توجهی انجام شده است که پاره ای از این کارها در زمان زندگی او و تعدادی در زمان بعد از مرگ او انجام گرفته است. برای مثال انجام انواع ازمایشات مربوط به علکرد الکتریکی مغز وی(به وسیله کرفتن نوار مغزی ابتدایی ) از این جمله محسوب می شوند. اما بعد از مرگ وی شخصی به نام دکتر هاروی با عمل جراحی مغز وی را از جمجمه اش خارج و در محلی نگهداری کرد. هر چند این عمل به صورت مخفیانه و غیرقانونی انجام گرفت و بعدها مشکلات زیادی برای او به وجود اورد اما امکان مطالعات بعدی بر روی مغز انیشتن را امکان پذیر کرد.متن زیر ترجمه نوشته ایست که توسط دکتر marian diamond به قلم تحریر د رامده و شرح یکی از این آزمایشات بر مغز انیشتن است: هیجان کشف کردن مسری است.یافته های جدید اغوا کننده و بدون توقف ما را راهنمایی می کنند.اما چه عاملی باعث شد من مطالعه بر روی نسبت glial cells به neuron را در مغز انیشتن آغاز کنم؟ جواب این مسئله را در یک گزاره ساده نمی توان یافت. بلکه بر پایه سال ها کار و مطالعه اثرات محیط بر اناتومی مغز بنا شده است. بازسازی سری اتفاقاتی که منجر به یافتن تعداد نهایی سلول ها می شود یک کار سخت و طاقت فرسا بود اما با وجود تمام این سختی ها عوامل زیادی بودند که ما را در راه تحقق این هدف یاری کردند. که عبارتند از: 1- همکاری با یک پروفسور(gerhald von bonin) در حدود 25 سال پیش 2- نتایج یک تحقیق که نشان می داد در مغز موش هایی که در محیط غنی زندگی می کنند ، در مقایسه با مغز موش هایی که در محیط فقیرتر زندگی می کنند تعداد glial cells به ازای هر neuron بیشتر است. 3- عکسی از مجله science که جعبه ای مقوایی را نشان می داد که در داخل یک میز تعبیه شده بود و در درون ان مغز انیشتن نگهداری می شد. 4- در یک بعد از ظهر آرام که به نظر می رسید همه مشغول کاری باشند من آنقدر وقت آزاد داشتم که بتوانم در مورد مسائل بالا فکر کنم. 5- استفاده از فناوری های عالی و بررسی های آماری این ها همه باعث شد تا من به همان سادگی که که هم اکنون یک نفر می تواند محاسبه کند که 1+2+3+4 چند می شود تفاوت بین نسبت glial cells و neurons را در مغز انیشتن را در مقایسه با نمونه های گرفته شده از مغز چند فرد دیگر نیز قابل مقایسه است.حال هرکدام از قسمت های معادله بالا را بیشتر شرح می دهم. 1- یک روز در آزمایشگاه مطالعاتی پروفسور von bonin این موضوع را بیان کرد که فکر می کنمinferior parietal cortex از prefrontal cortex توسعه بیشتری پیدا کرده است. و از انجا که شمار glial cells نسبت به neuron هم زمان با پیشرفت و بالا رفتن در درخت philogenetic افزایش می یابد. این طور در نظر گرفتیم که هر چه یک ناحیه توسعه یافته تر باشد باید نسبت glial cells به neurons هم بیشتر باشد. سپس از مغزهای نگه داشته شده 11 مرد، یک سری نمونه به اندازه بلور شکر از prefrontal cortex و inferior parietal cortex سمت راست و چپ مغز برداشتیم. یعنی 44 نمونه،نسبت glial cells به neurons نشان داد که در prefrontal cortex تعداد glial cells به ازای هر neuron در مقایسه با inferior Parietal lob بیشتر است. به این ترتیب یک نسبتglial cellsبه neuron را بر اساس اطلاعات علمی به دست آوردیم. 2- در حدود دهه 1960 میلادی کارشناسان و متخصصان ازمایشگاه چوزف التمن در پوردو و ما، فهمیدیم در cerebral cortex از مغز موشهایی که در محیط زیست غنی زندگی می کنند تعداد glial cells به neurons” فعال “cortex در مقایسه با مغز موش هایی که در محیط فقیرتر زندگی می کنند بیشتر است. نورون های فعال cortex احتیاج به سلول های حمایتی glial cells دارند. و در ضمن باید توجه داشت که شمار نورون ها بعد از تولد زیاد نمی شوند در حالی که تعداد glial cells زیاد می شود. 3- تعدادی از دانشجویان عکس جعبه مغز انیشتین را از مجلهscience بریده و به دیوار ازمایشگاه نسب کردند زیر نویس مشخص می کرد که این مغزدر کانزاز نگه داری می شود. 4- یک روز که من در دفتر کار همسرم در UCLA نشسته بودم با خود فکر کردم که ایا می توان فقط4 قطعه ازمغز انیشتین که قابل مقایسه نمونه های خودم در ازمایشگاه باشد را بدست اورم.پس گوشی تلفن را برداشتم و با دانشگاه کانزاز( بخش ANOTAMY) تماس گرفتم و مطلع شدم که مغز انیشتین در اختیار tomas harvey درweston است . بعد از 3 سال مذاکرات تلفنی که هر 6 ماه 1 بار انجام می شد سرانجام من 4 قطعه لازم را دریافت کردم 5- به کمک 1 تکنسین عالی و یک کارشناس امار(یک دانشمند به ندرت به تنهایی کار می کند) ما متوجه شدیم که در مغز انیشتن و در هر 4 قطعه ازمایش شده در مقایسه با همان قطعات از مغز 11 مرد دیگر، تعداد glial cellبه neuron بیشتری وجود دارد و فقط در left parietal lob ان این نسبت به طور مشخصی بیشتر بود.اگر چه این تفاوت به طور غیر معمول بیشتر بود اما ما فقط یک انیشتن داشتیم که با 11 مرد دیگرمان مقایسه کنیم.وگرنه اگر ما 11 انیشتن داشتیم این یافته قابل اعتمادتر می شد. به هر حال این مطالعه اولین قدم در این راه بود که تا بحال کسی بر نداشته بود. |
|||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 18:55 توسط نیلوفر
|
|
|||||
|
|
|
|||
|
||||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:7 توسط نیلوفر
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 21:5 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم فروردین 1387ساعت 13:41 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 19:14 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام لطفا نظر یادتون نره
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:53 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
|
بروز مشکلات گوارشي بر اثر مصرف زياد آدامس
رويترز: مصرف بيش از اندازه سوربيتول ، يک ماده شيرين کننده که در آدامس هاي بدون قند به کار مي رود، ممکن است موجب بروز مشکلات گوارشي شديد شود.
تاثیر رنگ ها بر انسان پژوهشهای علمی نشان می دهد که رنگها بر انسان و در زندگی وی تأثير دارند. رنگ سبز احساس دوست داشتن زندگی و اميد به زندگی را در انسان ايجاد می کند (به اين خاطر پوشاک جراحان از رنگ سبز انتخاب شده که روی بيمار تأثير بگذارد. و آياتی که از پوشش بهشتيان در بهشت صحبت می کنند نيز می گويند که پوشاک آنها سبز رنگ است) ـ رنگ ارغوانی انسان را به آرامش فرا می خواند ـ رنگ زرد دستگاه عصبی را پر جنب و جوش و انسان را با نشاط می کند (فعال می کند) و احساس شادمانی و خرسندی را در وی ايجاد می کند ـ رنگ آبی احساس سردی نمودن و رنگ سرخ احساس خشکی نمودن را در وی ايجاد می کند. همينطور درصد ياد گيری در متون و تصاوير رنگی بیشتر از متون و تصاوير سياه و سفيد است (بعبارتی مغز چيزهای رنگی را بهتر ذخيره می کند و بياد می آورد). رنگ به کارها معنی می دهد، در کارهائی که با اعداد با حجم زياد صورت می گيرد درصد اشتباهات در اعداد رنگی کمتر ار اعداد سياه و سفيد است. محققان می گویند عفونت با ویروس آبله مرغان در دوران کودکی٬ شخص را در برابر ابتلا به سرطانهای دستگاه عصبی در بزرگسالی محافظت می کند. مطالعات پزشکان دانشگاه کالیفرنیا روی گروهی از بیماران مبتلا به تومور مغزی "گلیوما" نشان می دهد که پادتن ضد ویروسی آبله مرغان که نشان دهنده ابتلای قبلی به آبله مرغان است٬ در خون این افراد ۶۰٪ کمتر از میزان آن در خون افراد سالم است. این محققان می گویند احتمال دارد علت این امر شباهت آنتی ژن های ویروس آبله مرغان با آنتی ژنهای گلیوما باشد. گلیوما٬ شایع ترین تومور مغزی در انسان است که آلودگی های شیمیایی و صنعتی در بروز آن نقش دارند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:4 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
|
برای دریافت کلید سوالات زیست شناسی کنکور سراسری ۱۳۸۶ و دریافت اطلاعاتی در رابطه با شبیه سازی روی دامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 12:23 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
|
پرندگان چگونه پدید آمدند ؟ در سال 1861 میلادی فسیلی از جانوری به اندازهی كلاغ را یك كارگر معدن لا به لای سنگهای آهك در منطقهی باواریای آلمان پیدا كرد. آروارهی فسیل شدهی آن جانور ناشناخته به آروارهی خزندگان شباهت داشت و اگر آثاری از پر در آن فسیل دیده نمیشد، با در نظر گرفتن آروارهی منقار مانند اما مجهز به دندانهای استخوانی، پنجههای دارای چنگال و دم استخوانی و درازش، آن را در گروه خزندگان نابود شده جای میدادند. اما آن فسیل را آركئوپتریكس لیتوگرافیكا نام نهادند و آن را نیای پرندگان امروزی دانستند كه نزدیك 170 میلیون سال پیش میزیسته است. جانورشناسان از سالها پیش به وجود همانندیهای بین خزندگان و پرندگان پی برده بودند كه از جمله میتوان همانندیهای ساختاری و كاركردی زیر را نام برد: 1. جمجمهی خزندگان و پرندگان با یك مفصل گوی و كاسهای به نام كندیل پس سری به نخستین مهرهی گردن متصل میشود.(پستانداران دو كندیل دارند) 2. پرندگان و خزندگان فقط یك استخوان در گوش میانی(از نوع ركابی) دارند.(پستانداران در گوش میانی سه استخوان دارند) 3. آروارهی پایینی در پرندگان و خزندگان از 5 تا 6 استخوان درست شده است.(آرواره ی پایینی پستانداران فقط یك استخوان است) 4. مواد دفعی در پرندگان و خزندگان به صورت اسیداوریك است.(پستانداران اوره دفع میكنند) 5. پرندگان و خزندگان تخمهای زردهدار همانندی دارند و جنین اولیه در سطح زردهی آنها در مراحل آغازین تقسیم سلولی دیده میشود.(پستانداران چنین تخمی ندارند) این همانندیها و همانندیهای كالبدشناختی و تنكارشناختی دیگر باعث شد كه توماس هنری هاكسلی، جانورشناس انگلیسی، پرندگان را "خزندگان ستوده شده" بنامد و آنها را همراه با گروهی از دایناسورها به نام تروپودها كه برخی ویژگیهای پرندگان را داشتهاند، در یك دسته جای دهد و با هم مرتبط بداند. كشف فسیل آركئوپتریكس نخستین مدرك فسیلی برای نظریهی هاكسلی بود و خیلی زود این جانور به عنوان حلقهی بین خزندگان و پرندگان و به عنوان یكی از "حلقههای گمشده"ی داروین پذیرفته شد. آركئوپتریكس نام شایستهای دارد كه به معنای "پرنده ی قدیمی" است. با وجود این، همانندی آن به پرندگان امروزی بسیار اندك است. این جانور به مانند پرندگان امروزی استخوانهای توخالی و كیسههای هوا نداشته و در آروارههای استخوانی و منقار مانند خود، دندانهای استخوانی داشته است. دنبالهی ستون مهرههای جانور به درون دم دراز آن كشیده شده و آن را نگه میداشته است. این جانور پرهایی داشته كه به گرم ماندن آن كمك میكردهاند، اما برای پرواز چندان كارایی نداشتهاند، زیرا این جانور ماهیچههای پروازی چندان نیرومندی نداشته است. در واقع همانندی این جانور به پرندگان به اندازهای اندك است كه وقتی چند سال بعد فسیل دیگری از همین جانور كشف شد، به دلیل مبهم بودن آثار پرها و دشواری تشخیص آنُ فسیل را از آن پتروداكتیلی كوچك شمرده بودند و این اشتباه خود نشان میدهد كه حتی یك متخصص تا چه اندازه اركئوپتریكس را به خزندگان نزدیك میدیده است. توضیح سادهای كه اكنون پذیرفته شده، این است كه نیاكان اين جانور از درختان بالا میرفتهاند. پرهاي اين جانداران كه از تغيير شكل پولك خزندگان فراهم شدهاند تا عايقي براي بدن باشند، كم كم بزرگتر شده و سرانجام آركئوپتريكس را قادر ساختهاند تا از شاخهاي به شاخهي ديگر پرواز كند و همان كاري را بكند كه امروزه سوسمارهاي پرنده به كمك پردهي پهلوی بدن خود انجام ميدهند. آركئوپتريكس میتوانسته از درخت بالا برود. يكي از چنگالهاي چهارگانهاش روبه عقب و مقابل بقيه قرار میگرفته است و در نتيجه، جانور ميتوانسته چیزها را محكم بگيرد. چنگالهاي روي بالها نيز به جانور براي گرفتن شاخهها بسيار كمك ميكرده اند. بالا رفتن از درختان نه تنها آنها را از شكارچیان بزرگ روی زمین دور میكرد، بلكه خوراك خوبی برای آنها از شكار حشرهها فراهم میشد. بالا رفتن از درختان باعث نیرومندتر شدن پنجهها شد و كم كم لوبهایی بینایی در مغز جانور بزرگتر و در نتیجه بینایی جانور تیزتر شد. مخچه رشد بیشتری كرد تا تعادل جانور بهبود یابد و آروارهها سبكتر شدند و كم كم به صورت منقار درآمدند. اما شاید مهمتر از همه این بود كه زادههای این جانوران آرام آرام خونگرم شدند و توانستند دمای بدن خود را حفظ كنند. جانور حشرهخوار خونگرم، میتواند حشرهها را هنگامی كه سرد هستند و جنبش اندكی دارند، به سادگی به چنگ آورد. همچنین، خونگرم بودن برای جانوری كه در محیط پر باد روی شاخهها زندگی میكند، برتری بزرگی است. پرها كمك زیادی به حفظ دما میكنند و شاید هم به همین دلیل پدید آمده باشند، گرچه پژوهشگران بسیاری بر این باورند كه آنها در اصل برای پرواز پدید آمدهاند |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 12:8 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|